جستجو در برای
طبقه بندی نتایج

نمایش 1 تا 2 از 2 مورد یافت شده

مرتب سازی بر اساس

تاريخ تفكر ديني و عقلي، ميزبان انديشه هاي متعددي در باره اثبات وجود خداوند بوده است. در اين ميان، انديشمندان حوزه دين به سه نوع از براهين غايت شناختي (teleological)، وجود شناختي (ontological) و كيهان شناختي (cosmological)، توجه كرده اند. آلوين پلنتينگا را مي توان شخصيتي دانست كه بر اين طرق سه گانه، طريقه چهارمي مي افزايد. در واقع، تلاش وي در اين زمينه، قابليت آن را دارد كه با عنوان «برهان معرفت شناختي كاركرد صحيح (proper function) بر وجود خدا» نام گذاري شود. اين مقاله درصدد است تا با نظر به آراي اين متفكر، خواننده را در جريان مقدمات اين برهان تازه قرار دهد و ميزان كارآمدي و توانايي اين برهان را محك بزند. نويسنده بر آن است كه اين برهان، هر چند مبتني بر ديدگاه خاصي در باب ماهيت توجيه يا - بنا به اصطلاح آلوين پلنتينگا - ضمانت است، با اين حال، به خوبي مي تواند در زمره تلاش هاي موفقي قرار گيرد كه در زمينه اثبات وجود خدا صورت گرفته اند.

معرفت شناسی همواره یکی از شاخه های مورد بحث و بسیار با اهمیت فلسفه در قرن بیستم بوده است. نقطه عطفی که درتاریخ تفکر فلسفی، شروعش اندیشههای کانت بود، در قرن بیستم با تمرکز بر دیدگاه معرفت شناختی ای بهنام مبناگرایی سنتی و درون گرایی معرفت شناختی، حرکتی آرام به خودگرفته بود که مقاله سه صفحه ای ادموند گتیه باعنوان «آیا باورصادق موجه، علم است؟» این آرامش را به هم زد. به جرئت می توان گفت که این مقاله، مورد نظر همه کسانی بوده است که پس از وی به معرفت شناسی پرداخته اند. وی در این مقاله، تعریف سه جزئی مورد توافق اکثر معرفت شناسان را درباب علم با ذکر مواردی چند به چالش می خواند.پس از گتیه، یکی از رسالت های معرفت شناسی، عرضه نظریه ای است در باب شرایط علم که بتواند اعتراضات او را پاسخ گوید. یکی از این نظریات که درمیان انگیزه های طرح آن می توان پاسخگویی به اعتراضات گتیه را مشاهده کرد، دیدگاه کارکرد صحیح در باب ضمانت ـ یا جزء سوم علم یا معرفت ـ است.این نظریه را فیلسوف بزرگ و پرآوازه دین در قرن بیستم، آلوین پلنتینگا مطرح کرده است. ما در این مقاله می کوشیم تقریری کوتاه از این نظریه به دست دهیم تا علاقه مندان بتوانند فهمی نیکو از ماهیت و چگونگی این نظریه داشته باشند.

کاربران ما

نام كاربری:  
رمز عبور: